مرحوم آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی در ابتدای کتاب شذرات المعارف دارد:
... جمعی از متدینین در محافل و مجالس، احساس درد مندی و تاسف بر اسلام می نمایند ولی غافل از اینکه باید درد را معالجه نمود  و مذاکره ی مرض و تعداد آن، معالجه ی درد نخواهد بود و چون راه علاج بعد از دانستن سبب مرض است، پس اگر نظر عمیقانه بفرمایی می یابی که اسباب  مُمرِضه چند چیز است:

اول: غرور
غرور مسلمین به حقانیت خود، که منشاء تحویل دادن میدان دعوت است به معاندین، و موجب قناعت نمودن به اسلام انفرادی و ترک تبلیغات و امر به معروف و نهی از منکر شده؛ چنانچه غرور به شفاعت، منشاء ارتکاب انواع رذایل اخلاقیه و اقسام معاصی کبیره گردیده، به حدی که افتخار به اشتهار به آن می نمایند، با اینکه غرور به اسلام و [غرور به] شفاعت، منجر به حرمان از هر دو خواهد شد، زیرا که سیر کفر و فسق در ارواح، اسرع است از سیر وبا در اَبدان.
خلاصه، قرآن مجید با اسلام انفرادی  مناسبت ندارد، زیرا که قرآن نمی فرماید به تنهایی نماز کن، بلکه علاوه بر آن، تولید نمازگزار و اقامه صلاه را در عهده ی مسلمین گذارده. قرآن نمی فرماید تنها تحرّز از زنا نما، بلکه علاوه [بر آن]، حفظ عقد و منع از وقوع زنا را در عالم، از وظایف ما مقرر فرموده؛ چنانچه غرور به حیات و زندگی دنیوی امروزه که از رَشَحات حیات دشمن است، منشاء تحویل دادن ابواب صنایع و حِرَف و طُرُق اِعاشه، به آنها شده و حال آن که اگر ملاحظه بفرمایی، خواهی یافت که این حیات، همان حیات حیوانات مذبوح است، که قوه ی حیات ذابِح، آن را به این مرتبه رسانیده و البته چنین حیاتی باقی نخواهد ماند و به اندک زمانی روی به فنا و انعدام می رود.

دوم: یأس
یأس از ظهور سعادت دینی و دنیوی است؛ یعنی هرگاه سنجیده شود سعادت، با قوه ی عامله ی خود، با اینکه اگر خود را از بحر اُجاج غرور خارج نموده [باشد]، گرفتار چاه پر تباه یأس می نماید و خود را متوقّف [نموده] و از هر گونه تکلیف، بَری و عَری دانسته، با اینکه عالم مُلک، دار تحصیل و تکمیل سعادت است به حَسَب دین و دنیا.

سوم: افتراق
افتراق مسلمین و انفصام خیط اُخوّت از میانه ی آن ها است، به واسطه ی اختلاط با اجانب که موجب اضمحلال هر یک شده معاشاً و معاداً، حتّی آنکه اجتماعات مختلفه المسالک موجب ضعف و اختلال است، فضلاً عن الانفراد؛ و هرچه انفراد و افتراق بیشتر شود، اختلال و انحلال شدّت نماید تا به سر حدّ انعدام همه ی جهات و حیثیّات رسد؛ چنانچه حسّ اعداء این جهت را، موجب هیجان و حرکت سریعه ی آنها گردیده و البته با این حالت حاضره، اساس زندگی دینی و دنیوی شما را برچیده، مصداق آیه ی کریمه ی شریفه ی «خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآَخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ» (حج 11) خواهید گردید.

چهارم: نداشتن بیت المال
چهارم نداشتن بیت المال است؛ زیرا که معلوم است جریان اسلام در مُلک محتاج است به عِدّه و عُدّه. و لذا خداوند عالَم ایجاب زَکَوات و اخماس و سایر امور مالیّه فرموده برای اداره نمودن اساس مقدس اسلام.

الحاصل، غرور به حقّانیّت و حیاتِ عاریت و از یأس از ظهور سعادت و افتراق مسلمین و نداشتن بیت المال (این چهار عامل)، موجب تعطیل قوای عامله ی مسلمین شده و از وصول به سعادت دینی و دنیوی محروم مانده اند، ولی علت العلل جهل به مرام اسلام است زیرا که اگر مرام اسلام معلومِ ما بود و همان بعینه مرام ما مسلمین شده بود البته در اطراف آن کوشش نموده، مقصود را انجام می دادیم.


خیط: ریسمان، پیوند.